کتاب ها

اثر انگشت

برشی از شعر:
من محالم تو به ممکن شدنم فکر نکن/ و به آلودگی پیرهنم فکر نکن…/ گرچه رو زخمی‌ام و دست کج و تند زبان/ به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن/ تو که از منزل منقل تبر آوردی باز/ هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن/ بخت نا مرد بزن , بد به دلت راه مده/ به غم‌انگیزی فرزند و زنم فکر نکن/ نفسی تازه کن و اره بکش شاخه بریز/ به غم جوجه کلاغی که منم فکر نکن

آریان

برشی از شعر:
نمی‌دونی که تنهایی/ چقدر آشفتگی سخته/ نمی‌فهمی بدون تو/ چقدر این خونه بدبخته/ شروع قصه‌ها اینه/ یکی بود و یکی هم نیست/ از اول قصه روشن بود/ رسیدن مال آدم نیست

آتایا

برشی از شعر:
من را بگذار عشق زمین‌گیر کند/ این زخم سراسیمه مرا پیر کند/ این پچ‌پچه‌ها چیست رهایم بکنید/ مردم خبری نیست رهایم بکنید/ من را بگذارید که پامال شود/ بازیچه‌ی اطفال کهن سال شود/ من را بگذارید به پایان برسد/ شاید لت و پارم به خیابان برسد

اسمش همین است

برشی از شعر:
زندگی یک چمدان است که می آوریش/ بار و بندیل سبک می کنی و می بریش/ خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم/ دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم/ گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم/ به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم/ گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم/ قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم/ چمدان دست تو و ترس به چشمان من است/ این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است